ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
85
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
داشته باشد وكوشش بسيار كند ، امّا اكنون كه بندگان خدا نمىتوانند حق مطلب را ادا كنند ، لازم است كه به اندازهء قدرت وتوان خود ، از جدّ وجهد وخير انديشى وكمك به يكديگر براي برقرارى حقوق الهى در ميان خود كوتاهى نكنند . ( 51360 - 51338 ) وليس امرو وإن عظمت . . . حمّله اللَّه تعالى من حقّه . . . ، معناى اين عبارت آن است كه آدمي به هر درجه ومقام از عبادت پروردگار برسد باز هم در عبادت وأطاعت نيازمند به كمك ومعاونت است ، زيرا ، از طرفي خداوند متعال تكليف هر كس را به اندازهء طاقت وتوانش قرار داده ، واز طرفي ديگر قدرت وتوانايى در برخى اعمال عبادي مشروط به كمك ديگرى است ، بنا بر اين هيچكس بىنياز از كمك نيست . ( 51378 - 51361 ) ولا امرؤ وان صغّرته النفوس . . . ، أو يعان عليه . در اين جمله امام ( ع ) اين مطلب را بيان داشته است كه سزاوار هيچكس نيست خود را كمتر از آن بداند كه در أطاعت از خدا كمك بگيرد ، ويا مورد كمك واقع شود ، زيرا ، اگر چه شخصي را همهء مردم كوچك بشمارند ، حد أقل مىتواند ، به أطاعت خداوند واداى حق أو به مردم كمك كند ، هر چند به عنوان قبول كردن وپذيرفتن صدقات باشد ، ونيز مردم مىتوانند به وسيلهء أو يكديگر را در أطاعت حق تعالى كمك كنند به اين طريق كه به أو مقامي وموقعيتى اجتماعي بدهند تا دوستى آنها را محكم يا از آنان دفع ضرر كند . كلمهء اقتحام در جملهء واقتحمته العيون كه به معناى هجوم آوردن وبه عنف داخل شدن مىباشد ، در اين مورد به عنوان استعاره به كار رفته است ، زيرا وقتي جامعه از روى تكبّر كسى را كوچك شمارد وبا ديدهء حقارت به أو بنگرد مانند آن است كه أو را مورد حمله قرار داده وبه زور بر أو وارد شده است . وغرض از ايراد اين جمله آن است كه مردم را وأدار كند تا از يكديگر كمك بگيرند ودر أمور ديني با هم متّحد باشند ، وچنان نباشند كه ناتوانان و